الملا فتح الله الكاشاني
69
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
هدايت آرند * ( وَذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ ) * و موعظه و پندى مر پرهيزكاران را ذكر آن چيزيست كه محتاج اليه ايشان باشد از شرايع و اين هر سه صفت توريتاند و نزد بعضى مراد بفرقان معجزات بينه و براهين فارقه است كه به آن حقيت موسى و بطلان فرعون ظاهر شد و به آن موسى بر فرعون نصرت يافت و او را مغلوب و مخذول گردانيد و نزد جمعى ديگر مراد فلق بحر است و قوله * ( الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ) * مجرور المحلست به آنكه صفت متقيانست و يا منصوب و يا مرفوع المحل بر مدح و بر هر تقدير مراد آنست كه متقيان آنانند كه ميترسند از عذاب آفريدگار خود * ( بِالْغَيْبِ ) * حال است از فاعل يا مفعول يعنى ميترسند در حالتى كه پنهاناند از مردمان يعنى در غيبت و خلوت او ترسانند و خشية خود را بمردمان اظهار نميكنند تا از شوب ريا مصون باشد يا ترسانند از خدا در حالتى كه از حواس ايشان غايب است يعنى مشاهد ايشان نيست و بجهة تيقن ايشان بوجود او خايف و خاشىاند و در موضح از ابن عباس نقل ميكنند كه هر كه ايمان آرد به وحدانيت او و بكرود ببهشت و دوزخ و بعث و حساب و ميزان بتحقيق كه او ترسنده است از خداى بغيب * ( وَهُمْ ) * و حال آنكه ايشان يعنى متقيان * ( مِنَ السَّاعَةِ ) * از اهوال قيامت * ( مُشْفِقُونَ ) * ترسندگاناند و در تصدير ضمير و بناى حكم بر آن مبالغه است و تعريض و بعد از وصف تورية بانزال قران را نيز به اين صفت ستايش مىكند و ميگويد كه * ( وَهذا ) * و اين قرآن * ( ذِكْرٌ مُبارَكٌ ) * سخنى است با خير و كثير المنفعت در دنيا و آخرت * ( أَنْزَلْناه ) * كه فرو فرستاديم بر محمد ( ص ) * ( أَ فَأَنْتُمْ ) * آيا پس شما * ( لَه مُنْكِرُونَ ) * مر قرآن را انكار كنندگانيد استفهام بر سبيل توبيخ است يعنى با آنكه قرآن معجزه بينه است و از اتيان به مثل آن عاجزيد پس بچه وجه منكر و جاحد آنيد بعد از آن بيان قصهء ابراهيم ميفرمايد كه از آباى كرام حضرت رسالت است و تبيين صلاح و رشد او مينمايد بقوله * ( وَلَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَه ) * و اين عطف است بر وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسى يعنى هم چنان كه موسى را تورية داديم كه متصف بود بفرقان و ضياء و ذكر و به تو ذكر بتحقيق كه داديم ابراهيم ( ع ) را راه يافتن بوجوه صلاح و مصالح دين و دنيا اضافه رشد به او به جهت دلالت است بر رشد مثل او و بيان شان او يعنى رشدى كه او را سزد و شايد و فراخور او باشد و مراد به آن ادلهء بينه و حجج نيره بودند كه هادى او شدند بتوحيد و معرفت يعنى او را توفيق معرفت خود ارزانى فرموديم بوسيلهء حجج و براهين عقليه و گويند مراد برشد نبوتست يعنى او را پيغمبرى داديم * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از موسى و هارون يا قبل از محمد ( ص ) يا آيات بينه و شواهد معرفت خود را به او داديم قبل از بلوغ * ( وَكُنَّا بِه عالِمِينَ ) * و بوديم به او يعنى استحقاق